أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )

54

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )

خواهد دانست كه در مدت عمر خود چقدر روزگار با مردم باوضاع مختلفه گردش كرده چه بسيار اشخاصى كه ذليل بودند عزيز شدند و چه بسيار عزيزها كه ذليل و خوار شدند و چه بسيار از مردمان محترم و توانگران كه باندك زمانى فقير و بىچيز شدند و هكذا و از براى اهل عبرت همين بسست ( 1 ) و امّا حكايت تقلّب دنيا با مردمان سابقين پس زياده است از آنكه احصاء شود لكن ما از براى عبرت گرفتن عقلاء از بيوفائى دنيا بنقل دو قصّه در اين مختصر اكتفا ميكنيم اوّل آنكه نقل شده از مرديكه گفت من در مسجد جامع منصورى در بغداد نماز ميخواندم كه ناگاه مرد نابينائى را ديدم كه جبّه كهنه‌اى پوشيده بود كه از كهنه‌گى و اندارس روى او رفته بود و آستر آن با قدرى از پنبه آن بجا مانده بود و ميگفت ايّها النّاس بر من تصدّق كنيد همانا من ديروز امير و سلطان شما بودم و امروز از فقراء مسلمين ميباشم پرسيدم اين فقير كور كيست ، گفتند قاهر باللَّه خليفهء عبّاسى است بدان كه قاهر باللَّه خليفه نوزدهم بنى عبّاس است و اسم او محمّد فرزند احمد معتضد باللَّه خليفه شانزدهم است كه شرق و غرب بر او مفتوح گشت و او را سفّاح ثانى ميگفتند به جهت اينكه تجديد كرد مملكت بنى عبّاس را پس از آنكه كهنه شده بود چه از زمان متوكّل كه خليفه و هم است پيوسته مملكت ايشان در ضعف بود و به اين سبب ابن رومى در مدح او گفته هنيئا بنى العبّاس انّ امامكم * امام الهدى و الباس و الجود احمد كما بابى العبّاس إنشاء ملككم * كذا بابى العبّاس ايضا يجدّد و اين حقير در كتاب تتمه المنتهى في وقايع ايّام الخلفاء اشاره باحوال ايشان نموده‌ام